سيد جلال الدين آشتيانى

933

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

بينهم يقتل بعضهم بعضا . . . يا عمار تقتلك الفئة الباغية و انت اذ ذاك مع الحق و الحق معك ، أن عليا لن يدنيك من ردىا . . . يا عمار فعليك بهذا الذى عن يمينى . . . و ان سلك الناس كلهم و اديا و سلك على و اديا ، فاسلك و اديا سلكه علي و خل الناس طرا . . . » ( بخارى در صحيح ، باب مناقب امير مؤمنان كنز الاعمال ، جلد 6 ، ص 115 . ابو يعلى و سعيد بن منصور عن ابى سعيد خدرى جلد دوم . « دلائل الصدق ، چاپ نجف ، 1372 ه ق ، ص 302 ، 303 ، 304 ، 5 . جلد سوم چاپ ، ط ، ص 112 ، 113 ) . مطابق خبر « على مع الحق » و خبر « عمار » ، بعد از پيغمبر فقط همان چند نفرى كه با ابو بكر بيعت نكردند ، از جمله همين عمار منحرف نشدند . چون على از بيعت با ابو بكر تخلف ورزيد . حق با على بود و ابو بكر بر باطل بود . احمد بن موسى « مردويه » ، از جمهور اهل حديث از عامه نقل كرده است : « الحق مع على . . . » ، بخارى در مناقب ، حاكم در مستدرك ( جلد 6 ص 124 ) ، ابن ابى الحديد در جلد اول نهج ، ( ص 212 ) ، ابن حجر در صواعق باب اول فصل 5 ، صفحهء 11 ، و جماعتى ديگر نقل كرده‌اند كه حضرت رسول در يوم غدير خم فرموده : « و ادر الحق معه حيثما دار » . ابن الحديد در جلد اول ، ص 212 نهج از ابو القاسم بجلى نقل كرده است ، به مقتضاى اخبار متعدد از قبيل : « على مع الحق . . . » : « لو سل على سيفه عقيب وفات رسول اللّه و نازع الناس ، لحكمنا بهلاك من نازعه » . احتياج نداشت كه على شمشير بكشد ، و منازعه كند . همين‌كه از بيعت خوددارى كرد ، آنكه خود را فورا از براى بيعت آماده كرده بود ، و هر كه با او بيعت كرد ، محكوم بهلاك دائمى و ابدى هستند ، چون على از صف آنها خارج شد . به مقتضاى اين مضامين ، على حق محض است و ديگران حق محض نبودند ، چون متابعت از على در امر خلافت نكردند . آيا كسى كه هميشه حق با او باشد و او با حق و هيچ وقت بباطل نرود ، مقدم بر كسانى كه لا اقل احتمال پيروى از باطل در آنها مىرود نيست ؟ احمد بن حنبل در مسند خود نقل كرده است : « يا على خلقت انت و انا من شجرة فانا اصلها و انت فرعها » . اين معنى در حق هيچ يك